سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
نه بخدایى که از قدرت او درمانده شبى سیاه به سر بردیم که روزى سپیدى را در پى خواهد داشت ، چنین و چنان نبوده است . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :31
بازدید دیروز :360
کل بازدید :852395
تعداد کل یاداشته ها : 249
97/7/24
2:46 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
منتظر قائم[65]
گفتم بنویسم به یاد تو، یادم آمد که پیشتر از غافلان بوده ام . گفتم بنویسم با عشق به تو، یادم آمد هنوز عاشق نشده ام. گفتم پس بگذار کمی باخورشید باشم برای طلوع، یادم آمد که من سالها پیش غروب کرده ام. گفتم پس بگذار کمی دعا کنم برای آمدنت. گفتم: اللهم عجل لولیک الفرج.

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
انتظار[2] به اندازه آب خوردن[2] پرده بر چشمهاى ما[1] انتظار یعنی ...[1] چشم به راه....[1] گل نرگس[1] به بهانه نیامدنت[1] خدا کند ...[1] این جمعه هم گذشت، به بهانه نیامدنت[1] و یکی هست[1] تقدیم به یوسف زهرا(س)[1] آن وقت « نمی دانم کی؟ »[1] باز هم جمعه ای دیگر[1] به انتظارت پرستوها را می شمارم[1] خدا یا چرا؟[1] یک نامه به یک دوست‏[1] کلیدش کجاست؟[1] موعود[1] صبح جمعه و ندبه دلتنگی[1] دلم برات تنگ شده[1] گره بغضها را تو باز می کنی[1] دلتنگی عصر آدینه[1] کدام صبح صادق...؟[1] لحظه دیدار نزدیک است...[1] ای دو سه کوچه ز ما دور تر[1] گویی ماه و خورشید و آسمان پیمان بسته اند[1] دلت از من گرفته می‌دانم ولی...[1] تو می‌آیی هر چند دیر[1] چشم انتظار خورشید[1] سحر خیز مدینه کی می آیی[1] راستی تو از مولا چی می خوای ؟[1] وقتی تو بیایی[1] گویا سواری میرسد[1] حرف دل را که بر دیوار نمی نویسند[1] سلام علی آل یاسین[1] کدامین سیمرغ بهار آمدنت را بشارت خواهد داد[1] آیا این جمعه ظهور میکند[1] و طلوع می کند آن آفتاب پنهانی[1] عطش دیدار تو دیوانه ام کرده[1] انتظار فرج از نیمه خرداد کشم[1] تا ظهور فقط یک قدم باقیست[1] دلنوشته ای برای آن که عنایتش همیشه جاری است[1] قرار ما این جمعه[1] آیا لایق دیدار تو هستم؟[1] عشق یعنی ...[2] صاحبی داریم که همین روزا میاد[1] عزیز علی ان اری الخلق و لا تری...[1] ای همه خوبی بیا[1] منتظرتم آقا[1] الهی و ربی ....[1] می دانم که می‌آیی[1] او می‌آید[1] کجایی ای سوار سبز پوش؟[1] کی خواهی آمد[1] نامه‏اى به موعود[1] مشق عشق[1] دلنوشته ای به مولام[4] انتظار سبز[1] پس چرا ظهوری نیست؟[1] تو مى‏آیى و آمدنت دور نیست[1] او که بیاید[1] عزیز تر از همه[1] وقتی تو بیایی[1] غروب جمعه، لحظات غم منتظران[1] چشم به راه آمدنت[1] گل نرگس بیا[1] کی خواهی آمد[1] می دانم که ظهور نزدیک است[1] تبریک[8] به منتظرای بی قرارت بگو تا کی؟[1] شاه است حسین(ع) ، پادشاه است حسین(ع)[1] آنقدر در می‌زنم تا در برویم وا کنی[1] کربلا[1] اوست که ....[1] نماز شب[1] تسلیت[7] کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود[1] السلام علی الرضیع الصغیر[1] کی میایی؟[1] مبنای هستی[1] یه نامردِ که دستش رفته بالا[1] کی به هم می رسد ای یار نگاه من ...[1] رو سیاه[1] ای گل نرگس کاش می آمدی[1] آقا جان، عاشقانت صبورند[1] ای سبزترین مرد رویاها[1] شاید او را جایی دیده ای[1] دلنوشته ای به مولام[2] همه را بیازمودم[1] عصر جمعه‌‌تان به خیر آقا[1] نجوایی با امام زمان (عج)[11] جاده انتظار[1] سامان غزل‏هایم بیا[1] ترو خدا فقط یک شاخه گل ....[1] صلی الله علیک ایتها الصدیقه الشهیده[1] آقای من، ما را ببخش که بدجوری اهل کوفه شدهایم[1] سفری از دل تا دلدار[1] پس کی؟ کدامین جمعه نقاب انتظار را بر میداری؟[1] تو خواهی آمد[1] مزد عاشقی[1] شعبان ماه انتظار منتظر[1] یعنی امروز آقا میاد؟[1] امشب خودی نشان بده تا...[1] جمعه های انتظار[1] ماه میهمانی خدا[1] دلنوشته ای به مولام[1] بهانه ای برای ادامه زندگی[1] نجوایی با امام زمان (عج)[1] درد دل های انتظار[1] هفته ای دیگر هم گذشت[1] آرزوِِی دیدار تو دارم[1] غم دل[1] برایم دعا کنید[1] نجوایی با امام زمان (عج)[1] غریب الغربا[1] سر کوچه یتیمی[1] مهدی (عج) که بیاید[1] همیشه منتظرت هستم[1] شکوائیه فراق[1] ما منتظر تو نیستیم آقا جان[1] پیرتر از نوح شده ایم![1] روز تولد دوباره[1] صبور باش علی![1] نجوایی با امام زمان (عج)[1] مقالات[6] شیرین بیان[1] نامه ای به گل نرگس[1] حکایت عاشقی[1] اگر او نیاید[1] سوت همه ی قطارها[1] تو را می خواهم ...[1] ما دعاگوی غریبان جهانیم[1] یک لحظه بیشتر...[1] وقتی یاد تو را پهن می کنم[1] آقای ثانیه ها[1] کی می آیی[1] حامی[1] روز آمدنت خورشید از شرق می آید یا غرب؟[1] معتکف مسجد چشمان تو[1] این یار من است[1] چشمه یاد تو...[1] وقت آمدنت کی می رسد؟[1] تولدت مبارک[1] او می‌آید[1] گفتم...[1] ببخشید! شما محبوب مرا ندیده‏اید؟[1] تو بر ما از خودمان مشتاقتری[1] یک دنیا پر از ناپدری[1] تنها برای زخم دلم مرهمی بیاور[1] می خواهم بگویم که....[1] دلنوشته ای به مولام[2] زمزمه انتظار[1] امامتت مبارک آقا![1] ردّ پایت[1] بارالها! در ظهورش نظری کن[1] باز هم دلم هوای تو را کرده است[1] عیدانه ای برای تو[1] چله های انتظار[1] زمزمه انتظار[1] درحکایت فراق ما تمام شدیم[1] تیر 91[1] خرداد 91[1] مهر 91[1] شهریور 91[1] مرداد 91[1] بهمن 91[2] فروردین 92[1] اردیبهشت 90[1] تیر 92[2] اردیبهشت 92[1] آبان 92[2] مهر 92[1] مرداد 92[2] خرداد 92[1] آذر 92[1] شهریور 93[2] اردیبهشت 93[2] اسفند 88[1] اردیبهشت 86[1] اسفند 92[1] بهمن 92[1] خرداد 93[2] مهر 93[1] خرداد 94[1] اسفند 93[2] جامانده کربلا[2] دلتنگم[1] آذر 94[1] مهر 95[2] شهریور 95[1] آبان 95[1] دی 95[1]
لوگوی دوستان
 

به تازگی روایتی از مولای وجود، امیرالمؤمنین علی(ع) که آدم و عالم شیفته نام و جمال اوست، درباره حضرت صاحب‌الزمان(عج) می‌خواندم که من را بسیار متأثر کرد. حضرت در این روایت در چهار کلمه غربت، فرزندشان مهدی(عج) را این‌گونه تعریف می‌کنند: «صاحب هذا الامر الشرید الطرید الفرید الوحید»! صاحب این امر، آواره طردشده توسط مردم و یگانه و تنهاست (بحارالانوار / ج 51 ص 120)؛ دو کلمه تکان ‌دهنده اول این روایت، طردشده آواره است. آقایی که اختیار همه عالم به دست اوست و خیر و برکات وجودی او به جوامع اسلامی و بلکه به همه ملل می‌رسد، اما طردشده و آواره و غریب است.
چقدر این تعابیر کشنده است! اگر کمی به دور و برمان بیشتر نگاه کنیم، مصادیق این طردشدگی و آوارگی را به عیان می‌بینیم؛ این همه برای سلامتی خود و اهل و عیالمان صدقه می‌دهیم، اما برای اماممان؟ این همه در قنوت و تعقیب نمازهایمان برای حوایج دینی و دنیوی خود دعا می‌کنیم، اما برای اماممان؟ این همه در منابر در پایان کلام خطبا و ائمه جمعه و جماعات و سخنرانان ما دعاهای گوناگون می‌شود، اما دعا برای امام زمان غالبا پس از دعاهای خودمان است. تو گویی قرض مقروضان، شفای بیماران، خانه برای اجاره‌نشینان، دعا برای جوانان و ... از ظهور آقا مهمتر است که بیش و پیش از همه بر زبان‌ها جاری می‌شود.

بیایید قدری به عبارات تکان ‌دهنده روایت بنگریم و درباره آن بیشتر تأمل کنیم: طردشده آواره! از خود بپرسیم چه کسانی امام زمان را از میان خود طرد کرده‌اند؟ جز ما چه کسانی باعث آوارگی حضرت در قرن‌های متمادی شده‌اند؟ جز ما چه کسانی او را تنها و بی‌کس رها کرده و سرگرم امور روزمره خویش شده‌اند؟ آیا جهان کوفه شده است و ما اهل کوفه شده‌ایم و علی زمان را تنها گذاشته‌ایم؟ آقا ما را ببخش، شعار «ما اهل کوفه نیستیم» سر می‌دهیم، اما تو را تنها گذاشته‌ایم! بعضی از ما شیعیان، هفته به هفته و ماه به ماه زیارت آل یاسین نمی‌خوانیم و با تو هیچ انسی نداریم! اکنون گویا حاجات تو از خدا در صدر و بالای حاجات و تقاضاهای ما قرار ندارد و اصولا نمی‌دانیم شما از خدا چه می‌طلبید که ما برای برآورده شدن آنها دعایی بکنیم! تو خود روح دعا و عین اجابتی!

آقا ما را ببخش که برخی و بسیاری از ما شیعیان، کاری به آوارگی و رانده شدن شما از جامعه نداریم و سرگرم کار خویشیم. برای سلامتی‌ا‌ت از گزند آسیب‌های دشمنان و رفع ملامت‌ها از جان شریفت دعایی نمی‌کنیم.
نمی‌دانیم کجایی و برای ما مهم نیست که چه می‌کنی و در کارهای روزمره‌ات با چه مشکلاتی روبه‌رو هستی. حتی به اندازه کارهای عادی و دنیوی خودمان به فکر شما نیستیم.
در این همه مدت شیعه بودن، دست‌کم به اندازه یک چک برگشتی‌مان، بیماری فرزندمان، قبول شدن فرزندمان در کنکور یا تصادف نزدیکانمان و ... نگران غیبت و ندیدن جمال مبارکت نشده‌ایم!
بر سر سفره احسان حضرتت نشسته‌ایم، ولی از شما که صاحب سفره هستید، کاملا غافلیم.
آنقدر گرم اخبار ریز و درشت سیاست، ورزش، سینما، هنر و ... هستیم، ولی نمی‌دانیم یاران و دوستان نزدیک تو در جامعه و اطراف ما کیستند، چه می‌کنند و چگونه می‌شود با آنها مرتبط شد و این رزق و روزی مبارک ارتباط با آنها چگونه نصیب بعضی‌ها شده است؟!
سهم نام و یاد تو در وعظ‌ها، خطابه‌ها، منبرها، همایش‌ها و ... گاه در حد چند ثانیه آن هم در پایان یا آغاز برنامه‌هاست که سلام می‌کنیم و دعایی و تو را به خدا می‌سپاریم!

آقا ما را ببخش که با این رویکردمان به حضرتت، باعث طولانی شدن امر غیبتت شده‌ایم و جهان را به دست مشتی قداره‌بند بی‌منطق، فاسد، عیاش، هرزه، ستمگر ... سپرده‌ایم.
ما خود را دوست تو می‌دانیم، اما برخی از ما برای رابطه با دشمنان قسم‌خورده تو ـ که زبانم لال به دنبال نابودی تو و یاران تو هستند ـ یعنی آمریکایی که فرزندت امام، آن را «شیطان بزرگ» نامید، لحظه‌شماری می‌کنیم.
ما را ببخش که به این زودی، بعضی از ما وصایای فرزندت امام را مبنی بر حفظ کینه مقدس انقلابی علیه آمریکا و استکبار و ابرقدرت‌ها فراموش کرده‌ایم.
جمکرانی ساخته‌ایم و ارتباط و انس با تو را به سمتی کشیده‌ایم که هر کس مشکلی دارد، رنج سفر را هفته‌ها بر خود هموار می‌کند و چه بسیار جمکران ‌روندگان شهرستانی که بعضا فرصتی نمی‌کنند به عمه‌ات حضرت معصومه(س) سری بزنند و می‌آیند مشکلاتشان را با تو در میان بگذارند؛ آن هم در مسجدی که صرفا بر مبنای یک خواب یا رویای صادقه بنا شده است و هرگز شرافت همطرازی با قبر عمه‌ات حضرت معصومه(س) را ندارد! آقا ما را ببخش که با ترویج رسانه‌ای و غیررسانه‌ای جمکران، ناخواسته از محوریت حرم عمه‌ات کاسته‌ایم و هر کس شب‌های چهارشنبه به جمکران برود و همزمان به حرم عمه‌ات سری بزند، غربت عمه‌ات را بیشتر درک می‌کند و عجب و صد عجب که گویی فضیلت عبادت و دعا در مسجد برتر و بالاتر از حرم عمه‌ات شده که در روایات قم را به اعتبار آن حرم اهل بیت نامیده‌اند. (در روایتی آمده است مکه حرم خداست و مدینه حرم رسول خدا و قم حرم ما اهل بیت)

ما را ببخش اگر قرآن ختم می‌کنیم، اما برای خود و امواتمان، سهمی از این قرآن‌ خواندن‌ها و صلوات فرستادن‌ها و ... را به مادر مجلله‌ات حضرت نرجس خاتون ـ سلام الله علیها ـ که تمام سال روزه بود و شب‌ها تا به سحر در سجده، هدیه نمی‌کنیم.
برای سلامتی تو نذر و نیاز نمی‌کنیم، قربانی نمی‌دهیم، روزه مستحبی نمی‌گیریم. آقا ما را ببخش روزها و شب‌ها و هفته‌ها و ماه‌ها می‌گذرد، اما با تو خلوتی نکرده و درددلی نمی‌کنیم.
گاه بعضی از ما درباره حضرتت سخن می‌گویند و شما را خیمه به دوش فاطمه، صحرانشین فاطمه، صحراگرد فاطمه... می‌نامند. انگار نه انگار که تو حجت خدا در میان مردم عالم هستی و نباید به بیابان‌ها پناه ببری!
آقا ما را ببخش که معرفت ما نسبت به حضرتت آنقدر کوتاه و ساده و گاه سخیف است که یا تو را ساکن کویرهای ناشناخته دانسته‌ایم و یا ساکن جزیره خضرا و مثلث برمودا و فارغ از این‌که خدا قادر است تو را در میان جامعه بی‌آن‌که شناخته شوی حفظ کند و کرده است، بی‌آن‌که نیاز به اقامت تو در میان جزیره‌ها و کویرها باشد!
آقا از این همه بی‌ادبی و بی‌حرمتی، کم‌توجهی، کم‌عنایتی، کم‌اهمیتی ما نسبت به خودت بر ما ببخش.

آقای من، ما را ببخش که بدجوری اهل کوفه شده‌ایم.

یا ایها العزیز، مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجات فأوف لنا الکیل و تصدق علینا، انّ الله یجزی المتصدقین.

   


87/3/25::: 10:20 ص
نظر()